کاردستی
علیرضا جون چند روزی خیلی بهانه ام رو می گرفتی وقتی من سر کار بودم مامان بزرگ رو اذیت می کردی ، حق داشتی پسرم ، همیشه دوست داشتی من پیشت باشم برای همین یک شب تصمیم گرفتم به کمک خودت یه کاردستی درست کنیم و به ازای کارهای خوبی که انجام می دی یه ستاره بهت بدم و وقتی که ستاره هات به ده تا رسید یه جایزه خوشگل برات بخرم . این کاردستی رو به سلیقه خودت درست کردم و هر شب موقع خواب می گفتی مامان یه ستاره بهم میدی ؟ خیلی زرنگی ، می خواستی هر چه سریعتر ستاره هات به ده تا برسه تا از مامانی جایزه بگیری . قربون پسرباهوش خودم بشم اولین ستاره رو به پسرم دادم چون به کمک م...
نویسنده :
اعظم
16:13











